هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

عکسهای هشت ماهگی نفـــــــــس

 آ قلفون دخملی که شلختشم خوشگلـــــــــــــه این وان خیلی کمکم بود و توش مینشستی تا من کارام رو کنم. کم کم ازتوش دراومدی و آویزونش شدی و .... واااای مامان بازم مچمو گلفتی؟؟؟؟ منم از شما عسک میگیلم چیـــــــــــکــــــــــ     اینم آخر عاقبت وان بیچاره که تسلیمت شد و ضربه فنی رو قبول کرد   اخساس میکنم یکی داله منو میپااااااااااااااااااتــــــــــــــــــــ   عزیزم از بلندی خوشت میاد و هر چی بلندتر از سطح زمین  پیدا کنی روش میشینی ماماااااان ببین قدم چخده بلند شدهههههههه  الان تو آسمونم اگه تونستی منو بگیلییییییییییی   یلدا عشششششششششششق آبمیوه ...
26 مرداد 1392

اولین مرواریدهای کوچولوی خوشگل

این دندون یا مروارید؟ براش یه اسپند بیارید الهی صد ساله بشی بزرگ بشی پیر بشی همیشه سالم و شاد دندونت مبارکت باد هوووووووررررااااااا     ووووووووووووووووووووووی الهی فدات بشم روزی هزار بااااااااااااااررررررررر نفس مامانی عزیزم هر روز یه چیز جدید هر روز یه نشونه از خدا رو بهمون نشون میدی گلمممممممم درست سوم مرداد بود که بابا متوجه دندون کوچمولوت ( اولی پایین سمت چپ) شد و از خوشحالی بلند منو صدا زد گفت بدو بیا ببین دخملی دندون درآورده از خوشحالیه ما شما هم بلند میخندیدی اون مروارید خوشگل رو نشونمون میدادی . کم کم دندون سمت راستت هم بیرون زد و هر وقت که آب میخوردی به لیوان ضربه میزدی و صدای...
25 مرداد 1392

اولین مسافرت و اولین کلمه

عزیز دلــــــــــــــــمممممممم شیرین عسلــــــــــمممممممم آبنباتممممممممممم چند روز قبل از عید فطر به اتفاق خاله فریبا اینا راهیه بانه شدیم ... شما اینقدر ذوق زده شده بودی و انگار میدونستی این تو ماشین نشستن فرق داره و این مناظری که میبینی تازه هستن زبونت باز شد و اولین کلمه رو گفتی اونم چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دَ دَ  !!!!!! اول یه بار گفتی و با جیغ و فریادو خوشحالیه ما دیگه شروع کردی و فک کنم تا بانه هر وقت که بیدار بودی همش میگفتی دَدَدَدَدَ خیلی نگرانت بودم فکر میکردم اذیت بشی اما اینطور نبود و خیلی هم خوشحال بودی تازه همراهیه داداش محمد و داداش متین پسملای خاله فریبا هم مزید بر علت این خوشحالی بودن اونا رو خیلی دوست داری و با دی...
22 مرداد 1392

یلدا و کلی خبــــــــــــــــــــر

سلام سلام صد تا سلام هزار و شونصد تا سلام به دوستای گلمون مهربونهای همیشگی ما برگشتیم با کلی خبـــــــــــــــــــــر توی این 15 روزی که گذشت کلی جریانات داشتی خبر اول رو تو پست بعدی میگم ... عزیز دلم دختر گلم خوشگل خانوووووووووووم عسلمممم عزیزکــــــــــــــــــمممم این روزها کف دستت رو روی زمین میذاری و کف پاهات رو هم همینطور و سعی میکنی بلند بشی برای همین به هر چیزی که میرسی میخوای ازش آویزون بشی و بلند بشی از دیوار و مبل و روروک و از ما هم کمک میگیری و یکی دوبار هم وقتی که رو پاهات وایسادی دستت رو یه لحظه رها کردی و بعد افتادی اما گریه نکردی بلکه بازم خواستی اینکارو تکرار کنی عزیز مامان دیگه با انگشتات همه چیز رو میتو...
22 مرداد 1392

پست ثابت 2 یلدا و مسابقه نی نی شیکمو

  خبر خبـــــــــــــــــــــــر   یلدا کوچولو درجشنواره ی نی نی شیکمو شرکت کرده و برای برنده شدن  یاری شما رو میطلبه لطفا  کد 146 رابه شماره 200 80 80 2000 پیامک کنید وبه یلدا خانوم رای بدین    با هــــر خط موبایل یک رای میشه داد ... ممنون از سخاوتتون        خاله جونی ها , عمویی ها به من رای میدین؟؟؟؟؟؟؟؟ آلـــــــــــــــــــــه؟؟؟     خب مامانی نی نی وبلاگ یه مسابقه عکس داشت با موضوع نی نی شیکمو من هم شما رو شرکت دادم نه برای برنده شدن برای اینکه بدونم...
19 مرداد 1392

یلدا ی هفت ماه و نیمه

عزیز مامــــــــــان چند شب پیش رفتیم دیدن آرمیتا جون نوه ی عموحسن شما( عمو حسن خدا رحمتشون کنه چند سالی میشه بعد از تحمل یه بیماریه سخت فوت شدن )آرمیتا کوچولو  الان 2 ماهش شده و بقول مامان نرگس و بابا عباس جونش با شما همکلاسی میشه و قراره وقتی بزرگ بشین برای هم آبجی بشین عزیزای من   وای که چقدر روزها تند و تند دارن میگذرن و شما روز به روز داری بزرگتر میشی قربونت برم از کجا شروع کنم؟؟؟؟ از مهارت دستای توپولیت بگم که ماشالا همه جور وسیله رو بخوبی میگیری مثل مکعب توپ وآلووووووو و تازگیها همه چیز رو پرت میکنی و از اون لذت میبری تازه صداهای معناداری با حرف "ا" درمیاری مثل : آ آ یعنی بابا أ اُ یعنی ...
7 مرداد 1392
1